زن دایی شاسخین معلم میشود
خوب چیکار میشه کرد , دانشگاه واسه همیشه تموم شد و من موندم تو خونه با 2تا بچه و زن دایی شاسخین !!! فکرشو بکن اخه چقدر میشه خونه رو تمیز کرد
و کهنه بچه شست
!!! کل تابستون که شمال بارون بود
اگر هم بارون نبود دریا طوفانی بود , یا همون به قول زن دایی شاسخین قل قل داشت.هیچی دیگه تابستونمون ریده شد توش رفت (ببخشیدا)
.اخر تابشتون هم که مامانبزرگ اونجوری شد, روحيمون هم ریده مونی شد , فکرشو بکنین دیگه چه حالی داشتم من.
زن دایی شاسخین : بی ادب ![]()
ویسه : (وااای باز 5شنبه شد این سروکله اش پیدا شد) دیگه قرار نشد تکیه کلام منو به کار ببری
بی خیال حالا , تصمیم گرفتم با مامان برم مدرسه و بشم کمک مربی!!! ![]()
زن دایی شاخین : فکرشو بکنین ویسه بشه معلم! خدا به داد بچه ها برسه
خیلی دلت بخواد تازه نمیدونی چه کیفی میداد زنگ تفریحها وقتی بچه ها خوراکیهاشونو با من تقسیم میکردن!!!![]()
زن دایی شاسخین : پس بگو واسه همین رفتی مدرسه
ویسه : نه خیرم .
معمولا ساعت 9 بودم مدرسه و با معلمها صبحانه میخوردم و میرفتم کلاس و به مامی کمک میکردم تو سرمشق گرفتن
و نوشتن دفتر ارتباط بچه ها.
حالا بگم اصلا چی شد که شروع کردم به نوشتن این موضوع
: معمولا مامی هر هفته 5شنبها به بچه ها به عنوان تکلیف شب پلی کپی میده و منم باید سوالات پلی کپی رو در میاوردم!
تو حال و هوای خودم بودم و داشتم فکر میکردم
که یهو زن دایی شاسخین اومد و گفت داری چیکار میکنی؟ منم گفتم که دارم واسه بچه های کلاس اول سوال ریاضی و فارسی طرح میکنم
زن دایی شاسخین : کاری نداره که!!! منم الان بهت کمک میکنم
ویسه : بابا چی میگی اخه اینا فقط "الف" "ب" و "د" رو تو فارسی یاد گرفتن تو ریاضی هم فقط 1,2,3,4,5
زن دایی شاسخین : اوکی مشکلی نیست
تو دلم گفتم خدا رو شکر این بالاخره سر عقل اومد و میخواد درست درمون بهم کمک کنه!!! گرچه خیلی بهش مشکوک بودم چون از سپیده بعید بود نخواد مسخره بازی در بیاره.![]()
بالاخره هردو شروع کردیم به سوال در اودرن
, ده دقیقه ای نگذشته بود که دیدم سپیده میگه : من چندتا سوال در اوردم![]()
ویسه: خوب بده ببینم چه دسته گلی به اب دادی
زن دایی شاسخین : نبینم سوالات منو به نام خودت بزنیا![]()
ویسه : 
وااای خدای من !!! چشمتون روز بد نبینه . وقتی چشمم به 2تا سوالش خود
همونجا از شدت خنده رو زمین دراز کشیدم و دست پا زدم, حالا نخند کی بخند . همه داشتن با تعجب به من نگاه میکردن
که چرا من انقدر میخندم
جون ویسه نیگا کنین سوالاتش رو:![]()
1:برای هزارپای زیر کفش بکشید!!!
و سپس پاهای هزارپا را یکی در میان رنگ کنید!!!
2 :دندانهای گورخر زیر را نخ دندان بکشید!!!![]()

من حقیقتا دیگه نمیدونم چی باید بگم.شما جای من بودید این زن دایی شاسخین رو چیکار میکردید؟ ![]()
خلاصه اون شب هم گذشت و من تا یه هفته هروقت دست بچه ها پلی کپی میدیدم خنده ام میگرفت
البته من فقط 45 روز رفتم مدرسه مامان چون یه جای دیگه تو یه شرکت کار پیدا کردم و تغییر شغل دادم راستشو بخواین دلم واسه بچه ها یی که مجبور بودن سوالات تاریخی من و زن دایی شاسخین رو جواب بدن یه جورایی سوخته بود ![]()