بازگشت شاسخین و قهرمانی پرسپولیس





بازگشت شکوهمندانه مامان شاسخین و زن دایی شاسخین با قهرمانی پرسپولیس همراه بود![]()
امروز صبح با استرس خاصی از خواب بیدار شدم
.یک حس عجیبی داشتم
.میدونستم بالاخره امروز نتیجه این 33 هفته حرص خوردنم رو میبینم
, یا اولی یا دومی.شاسخین که الهی مامان فداش بشه از شب قبل تلویزیون رو بغل زده بود و خوابیده بود
.بلند شدم رفتم دانشگاه.کسی از فوتبال حرف نمیزد فقط توی راهرو یه چند نفری تیم های همدیگه رو سوراخ سوراخ کرده بودن
همین و بس..تا اینکه ساعت شد 13:30 و کلاس های صبح تموم شد و به بچه ها گفتم میخوام برم خونه
که ییهویی دوستم مینا گفت : منم میخوام برم اخه پرسپولیس بازی داره![]()
چشام گرد شد
گفتم مگه تو هم پرسپولیسی هستی ؟ گفت: ای بابا پس چی![]()
هیچی دیگه منم اومدم خونه ولی همچنان با مینا با sms یا همان پیام کوتاه در تماس بودم تا اینکه بازی شروع شد![]()
از همون اول بازی شروع کردم به حرص خوردن تا اینکه محسن جون خلیلی
گل اول رو زد و من و شاسخین و oggy از خوشحالی پریدیم
هوا و فورا واسه مینا sms دادم و بهش تبریک گفتم.وای چه حس خوبی داشتیم سه تایی, داشتیم واسه خودمون رو ابر ها جشن قهرمانی میگرفتیم
که این حاج سفی لعنتی گل تساوی رو زد
و ما سه تایی با مخ از رو ابر ها افتادیم رو زمین 0البته یه شانس بزرگی که اوردیم این بود که رو زمین فرش بود
)
بعد نیمه اول یه دوش گرفتم تا شاید یکمی از استرسم کم بشه چون با تساوی سپاهان قهرمان میشد![]()
نیمه دوم که شروع شد طبق معمول نشستم جلو تلویزیون
و از دقیقه 60 به بعد از شدت استرس شروع کردم به گریه کردن
.من واسه مینا sms میدادم که چرا گل نمیزنن
؟ مینا sms میداد که چرا اینا اینجوری بازی میکنن؟![]()
چشمتون روز بد نبینه چشم رو هم گذاشتم دیدم شد دقیقه 90
واای حالا گریه نکن کی گریه کن
.دست خودم نبود .
مامان بزرگ شاسخین هم بهم گفت دیوانه اینا دارن بازی میکنن
, اونوقت تو حرص میخوری
! منم از عصبانی شدم
و داد زدم که اخرش شب مجبور شدم جلو همه ازش عذر خواهی کنم![]()
هیچی من که بی خیال قهرمانی شدم و داشتم واسه خودم غصه میخوردم
که یهو دقیقه ۹۵ بازی ورزشگاه ازادی منفجر شد.
نگو سپهر جون حیدری
گل دوم و گل قهرمانی پرسپولیس رو زد
.من که شوکه شده بودم
پریدم بغل دایی شاسخین و بغلش کردم
و گریه میگردم اونم بی احساس داشت واسه خودش خوشحالی میکرد ![]()
شاسخین : نه مامان تو داشتی از خوشحالی دور حال میدوییدی![]()
ویسه : هااااااااااا....![]()
بالاخره حق به حقدار رسید
و پرسپولیس قهرمان شد 
با هیجان پریدم بغل زن دایی شاسخین و قهرمانی پرسپولیس را بهش تبریک گفتم
که اون با قیاقه درهم و اخم کرده منو نگاه کرد
و گفت : بچف
( تاریخچه کلمه بچف : این کلمه یک کلمه اصیل مازندرانی است که وقتی کسی به کسی گیر می ده بهترین موقع است که از این کلمه دوست داشتنی استفاده کنه
که زن دایی شاسخین طی یک تصادف از دهنش بیرون پرید و من که خوراکم شکار لحظه هاست
بلافاصله این کلمه رو بخاطر سپرم که هنوز هنوز زن دایی شاسخین به خودش لعنت می فرسته
و می گه که نباید هر حرفی را جلوی بچه جماعت زد
)
منم فقط خندیدم و گقتم امشبه رو به خاطر پرسپولیس میچفم![]()
بعد اهدای جام قهرمانی من و دایی شاسخین و زن دایی شاسخین رفتیم بیرون. خیابون هم خیلی شلوغ بود فکرشو نمیکردم شهرمون انقدر پرسپولیسی عاشق داشته باشه
.توی اون لحظه از خدا خواستم که ای کاش پسر بودم با اینا تو کوچه پس کوچه ها داد میزدم پرسپولیس , پرسپولیس , پرسپولیس ....
که یهو خدا زد تو سرم و گفت دیگه پررو نشو
, گقتی قهرمانی منم تیمتو قهرمان کردم دیگه درخواست بیجا نکن![]()
خدا جون خیلی دوستت دارم مثل پرسپولیس![]()
قهرمانی پرسپولیس رو به همتون تبریک میگم![]()