سپیده باور اینکه دیگه اون بین ما نیست قلبم رو به درد میاره,هنوزم که هنوزه حضمش واسم سخته,چون حس میکنم هنوزم کنارمه.حرفهاش و کارهاش یک لحضه از یادم نمیره به قران.

سپیده : میدونم چی میگی عزیزم واسه منم سخته ,درکت میکنم ولی کاری نمیشه کرد باید به نبودش عادت کنیم

ویسه: چرا ما ادم ها وقتی یه عزیزی رو از دست میدیم تازه میفهمیم اون چه گوهری بود, میدونم اون رفت و دیگه هم بر نمیگرده ولی خدا رو شکر میکنم که اون الان دقیقا ۳ شب میشه که با ارامش و بدون درد داره میخوابه.لحظه مرگش از یادم نمیره صبر کرد مامان و دایی بیان بالا سرش تا واسه اخرین بار بچه هاش رو ببینه و بعد از زمزمه کردن اخرین ایه از سوره قران که خاله ام داشت بالای سرش زمزمه میکرد دار فانی رو وداع گفت و دیگه کسی صدای نفس کشدنش رو نشنید.به همین سادگی کی باورش میشد اونی که ۶ماه داشت درد میکشید الان اینجوری با ارامش  فوت کنه.حالا میفهمم چقدر خدا دوستش داشت

اره بچه ها مامان بزرگم تنها میراث گذشته ام تنها بزرگ خانواده ما خیلی ساکت و اروم از پیش ما رفت و ما موندیم و خاطراتش.یادتون میاد چندین ماه پیش ازتون خواستم واسش دعا کنین از همتون ممنونم چون میدونم این چند ماه هم با دعای شما و بچه هاش بود که اون زنده موند.

دیگه نه من و نه سپیده حال و حوصله اپ کردن این وب رو لااقل تا ۴۰ مامان بزرگ نداریم.ولی به همتون قول میدیم که زود برگردیم

و در پایان ببخشید که ناراحتتون کردم فقط یه خواهش دیگه ازتون دارم و اونم اینه که واسه شادی روح تمام مرده ها مخصوصا عزیز از دست رفته ما یه صلوات بفرستین

باورم نيست مادر رفتي و خاموش شدی        ترک ما گفتی و با خاک هم اغوش شدی

قدر مادرهاتون رو بدونین تورو خدا