شاهکاری دیگری از زن دایی شاسخین

بالاخره این زن دایی شاسخین و دایی وحید خونه خریدن.ولی تو خونه من تنها کسی هستم که اصلا خوشحال نشدم

 شاسخین : مامان حسودیت شد

ویسه : نه دیوونه این چه حرفیه.این ارزوی من بود

شاسخین : پس چی مامان

اخه میدونی چیه شاسخین, از وقتی از بابات جدا شدم خیلی تنها شدم تو و oggy هم که جز خرابکاری کار دیگه ای بلد نیستین تا ادم دلشو خوش کنه بهتون (واااااااای چی گفتم!!!!! )

خوب شوخی بسته یکم میخوام جدی باشم

توی خونه همه میگن وحید داداش گلم منو بزرگ کرد.اخه من که به دنیا اومدم اون 12 سالش بود و منم چون خیلی گوگولی و تپل مپل و تو دل برو و خوشگل ....

شاسخین : مامان بسه, تعریف کن بقیه رو (انگار نمیشه این دختره دو دقیقه جدی باشه)

هاااااا باشه.هیچی دیگه من از کوچیکی باهاش بودم و بهش خیلی عادت کردم طوری که روز ها لحظه شماری میکردم تا از سر کار بیاد خونه.وقتی هم که با سپیده (همون زن دایی شاسخین ) ازدواج کرد من یه جورایی فکر کردم این فلان فلان شده میخواد داداشم رو ازم بگیره.ولی بعد ها دیدم نه این از خودمونه.و اولا یکم خواهر شوهر بازی در میاوردم ولی بعد دیدم این اصلا این چیزا سرش نمیشه منم بی خیال شدم.و حالا انقدر به هردوشون عادت کردم که هرروز باید برم پایین و اونا رو ببینم و یکم با سپیده فروغ بازی در بیاریم تا شب خوابم ببره (این فروغ بازی یه جریان خیلی باحالی داره که واستون تعریف نمیکنم تا تو کفش بمونین)

این بود کل ماجرا شاسخین و oggy عزیزم

شاسخین و oggy : خوب مامان این چه ربطی به ناراحتی تو از خونه خریدن اونا داره

ویسه : وااااااااااااااای شما دو تا  چقدر IQ پایین هستین.من نمیدونم به کی رفتین.من که خوبم احتمالا به باباتون رفتین

خوب بابا جان وقتی اونا خونه بخرن از خونه ما میرن

شاسخین و oggy : واااااااااای  مامان  نه دایی من جدی چرا که  میمیرم مامان تنها کجا حالا ....

ویسه : واااااااااای یکی یکی حرف بزنین

شاسخین : مامان جدی میگی؟ اینجوری که ما خیلی تنها میشیم

ویسه : خوب oggy تو حرفتو بگو حالا

oggy : من حرفی ندارم

ویسه :

ولی اینجوری که من دیدم این دوتا پوست کلفت تر از اونی هستن که بخوان از این خونه برن.

امشب به مناسبت خونه خریدن زن دایی شاسخین همه شام بالا بودن.منو زن دایی بچه ها رو سپردیم دست دایی وحید و رفتیم تو اشپز خونه غذا درست کنیم. طبق معمول زن دایی هیچ کاری نکرد و فقط غرغر زد و من که دیگه به این کاراش عادت کردم سرم رو گذاشتم پایین و کار خودمو کردم

غذا رو که خوردیم نشستیم و شرو کردیم به گپ زدن که یهو دیدم وحید داره چرت میزنه که یاد چند شب قبل که مامان بزرگم تو اتاقم خوابیده بود و تا صبح خور پوف میکرد و منم نتونستم بخوابم افتادم. واسه زندایی شاسخین ماجرا رو تعریف کردم و حالا گوش کنین ببینین چی گفت:

معمولا ادم های پیر هوا تو بینی اونا رفت داره ولی برگشت نداره

وااااااااااااااااااااای این دختر به خدا یه فاجعه تو تاریخ بشره

حالا مگه من میتونستم جلوی خنده خودم رو بگیرم.از شدت خنده از چشام داشت اشک می اومد.بابا یکی نیست به این بگه مگه سرویس مدرسه هست که رفت و برگشت داشته باشه!!!

   

حالا اینجا رو داشته باشین که واسه اینکه من بهتر بفهمم داشت مدلشو با دستش بهم نشون میداد

وای گوفتش نگیره امشب کلی خندیدم.البته زن دایی شاسخین یکم ناراحت بود چون حس میکرد استعدادش تو زمینه فوتبال داره سرکوب میشه!! نگو حالا اون جایی که میخواست بره کلاس فوتبال مخصوص بچه های زیر 16 سال بود.البته زیاد هم مهم نیست چون فقط 12 سال سنش بیشتر بود و ما از همین حالا جلوشو گرفتیم تا اون مشکلی که چند سال پیش واسه فوتبال جوانان ایران پیش اومد این بار واسه فوتبال بانوان ما پیش نیاد(صغر سنی)

عصبانیت شاسخینی

تا حالا انقدر شاسخین و oggy رو عصبانی ندیده بودم

منه از خدا بی خبر ساعت 5 عروب از دانشگاه اومدم خونه که به این sms تو گوشی زن دایی شاسخین و بچه ها بر خورد کردم

Site google esme khalije farso be khalije arabi taghir dade,agar 1milion nafar eteraze khodeshono be in adres befrestan google majbor be bargardandane name khalij fars mishe.  www.Petitiononline.Com/sos02082/petition-sign.html. lotfan in sms ra be har kasi ke fekr mikonid erghe iran ra dare, befrestid

یکی نیست به این زن دایی شاسخین بگه تورو چه به این سوسول بازی ها .تو برو به همون کلاس فوتبالت برس.راستی این سپیده ما(همون زن دایی بچه ها) توی سیزده بدر که داشتیم فوتبال بازی میکردیم یه سه چهارتا دریبل  منو شاسخین و ogyy رو زد حالا فکر میکنه کریستیانو رونالدو هستو حالا رفته کلاس فوتبال ثبت نام کرده!!! وااااای فکرشو بکنین.البته ما هم تو اون بازی کم نیاوردیم و با یه یاره بیشتر بازی رو 15-15 مساوی کردیم و بعدش هم تو ضربات پنالتی 2-2 مساوی شدیم (البته چون دیگه نای ضربه زدن نداشتیم همگی از ادامه بازی صرفه نظر کردیم)

خوب بی خیالمهم اینه که تا اخرین نفس جنگیدیم

حالا بریم سر اصل مطلب و اون اینه که گوگل اسم خلیج فارس رو به خلیج عرب تغییر داد.خوب غلط کرد کی بهش چنین اجازه ای رو داد

شاسخین : مامان خودتو کنترل کن همه چی حل میشه

ویسه : هاا چیجوری.من میخوام بکشمشون

شاسخین : وای مامن تو که 20 دفعه اون sms رو خوندی.خوب اگه 1میلیون ایرانی برن اونجا و به این تصمیم اعتراض کنن اونا هم مجبور میشن این اسم خلیج عرب رو به خلیج فارس تغیییر بدن

ویسه : خوب اگه تغییر ندادن چی

شاسخین : غصه نخور مامان همه اون 1میلیون نفر به اضافه من و تو و oggy و زن دایی و دایی میریم حسابشونو میرسیم (انرژی هسته ای حق مسلم ماست)

خوب این بود تمام ماجرا و اینکه تمام اعضای خانواده امشب به این سایت رفتیم تا از حق خودمون دفاع کنیم..البته  وقتی  میان و کل دریای خزر رو به همسایه ها میفروشن خوب این خارجی ها هم حق دارن بیان این کارو بکنن.هرچی باشه حتما اون عرب های بی خاصیت بیشتر بهشون سود میدن که اونا هم چنین کاری میکنن.

چند ماه پیش که مامان به یکی از این کشور های عربی رفته بود تعریف میکرد  و میگفت انقدر اونا پیشرفت کردن که میشه شهر هاشون رو از نظر تمیزی و ساخت و ساز با کشور های اروپایی مقایسه کرد.قیمت اجناسش هم 3/1 ایران بود و حتی میشد با این حقوقی که ما تو ایران میگیریم اونجا شاهانه زندگی کرد .درحالی که ما اینجا با دو برابر حقوق فعلیمون هم به مشکل بر میخوریم

اینا رو واسه این میگم چون ما میتونستیم و میتونیم بهتر از اونا باشیم ولی .....