6سکانس بهار
<< شش سکانس >>
( برای تو می نویسم همیشه بهار من
! )
دارد از زمین و اسمان بهار می بارد . این واژه بهار ناخوداگاه مرا به یاد چشمان خوش عطر تو می اندازد
. دارم به تو فکر می کنم تمام ثانیه ها طعم باران می گیرند و من
....
و من در حسرت یک بار در کنار تو بودن هستم در لحظه زیبای سال تحویل .....
! دارد سال تحویل می شود ! روزگارت مبارک عزیزم
!
سکانس دوم (بهار یعنی ..... )
در فرهنگ واژگان باور من بهار یعنی : در کنار تو بودن تا همیشه دنیا
( حتی اگر تو در سرمای زمستان کنارم باشی ان لحظه بهاری ترین لحظه زندگی من است
) راستی ! بهار کی می خواهد بیاید
؟ لطفا یه کاری کن تا زودتر بهار شود ! لطفا !!! اهان یادم نبود که سال تحویل شده و بهار امده است
! البته ....
سکانس سوم
من مطمئنم که که سال 1387 سال خوشبختی همه پرنده هاست
! قرار است امسال واژ "کوچ" را از فرهنگ واژگان همه ما بردارند
!
همه جا فقط رسیدن و دوستی و عشق و .... رسیدن
!
سکانس چهارم
هیچ کدام از سکانس های قبلی باعث نمی شوند که مطلب اصلی را فراموش کنم ببین ؟! هدیه سال جدید من یادت نرود لطفا"
!
من بزرگ ترین و ارزشمند ترین هدیه دنیا را می خواهم
این که : بیایی و رو به رویم بنشینی -زمزمه ثانیه ها را به این صحنه زیبا اضافه کن
-
در نگاهم شریک شوی و با لهجه سبز رنگت بگویی : سال نو مبارک ....
!!!
تو را به خدا به من قول بده که این کار را می کنی
؟!! مشکل فاصله ها را خودت حل کن
. من دوست دارم فقط به این هدیه فوق العاده فکر کنم ! من دارم شب و روز به این هدیه زیبا فکر می کنم ! یک وقت یادت نرود
؟! متشکرم .
سکانس پنجم ( لطفا" جمله اخر این سکانس را باور نکن
)
نمی دانم چرا دلم می خواهد خودم را برایت لوس کنم
؟ (به نظر تو چرا ؟! ). پس
دیگر هرگز دوستت ندارم
!
سکانس ششم (بدون نوشتن این سکانس بهار معنایی ندارد
)